اين صحيح است كه «هو» و نظائر آن براي مرد(مذكر) آورده ميشود و «هي» و امثال آن براي زن(مؤنث) استعمال ميشود ولكن بايد توجّه داشت كه در ادبيات عرب هو و هي تنها در اين مورد به كار نميرود بلكه اگر الفاظ و اسامي غيرانسان نيز باشد كه علامت تانيث در آن نباشد در آن مورد باز «هو» بكار برده ميشود. مثلاً در مورد(قمر=ماه) و (شجر=درخت) و امثال...
برخي از كلمات ادبيات فارسي كه در قرآن آمده عبارتند از:
1ـ استبرق، (كهف، 31؛ انسان، 21)
2- سجيل؛ (هود، 82، حجر، 74)
3ـ مقاليد؛ (زمر، 62؛ شوري، 12)
4ـ اباريق؛ (واقعه، 18)
5ـ بيع؛ (حج، 40)
6ـ تنّور؛ (هود، 40) 7ـ جهنم؛ (77 مرتبه...
قرائت هاي مختلفي در خواندن قرآن وجود دارد كه اساتيد قرائت آن ها را در كتاب هاي تجويد بحث كرده اند. يكي از قرّاء است . او اهل كوفه و از تابعين ، يعني از كساني است كه پيامبر را درك نكرده ، بلكه اصحاب پيامبر را درك كرده است . شغل او خياطي بود و در كوفه در سال 128يا 129در ايّام خلافت مروان فوت نمود.
...
زبان عربي نيز مانند ساير زبانها داراي قواعد و ادبيات خاص خودش است. قرآن كريم نيز كه به زبان عربي ميباشد، براي تلفظ درست و صحيح توسط قرائت كننده، داراي قواعد تجويدي است.
يكي از قواعد تجويدي، تنوين نصب است. معنايي ندارد و تنها حرف زائدي است براي اين كه نون زائد با نون اصلي كلمه اشتباه نشود آن را در كتابت نمي...
هر دو ضمير به "جنات" باز ميگردد و هر دو ضمير مفرد مؤنث غائب بارز متصل نصبي و جري است(براي آگاهي بيشتر ر.ك: مبادي العربيه، رشيد الشرتوني، تنقيح و امداد: حميد المحمدي، ج 2، ص 104، مؤسسه دارالذكر للتحقيق و النشر.)
كلمه "قبل" ظرف غيرمتصرف است و نياز به مضاف اليه دارد و در يك حالت مبني بر ضم ميشود و آن در صورتي است كه مضاف اليه آن در لفظ حذف شود، ولي معناي آن مراد باشد (انقطاع اضافه در لفظ، نه معنا) در اين صورت، "قبل" مضموم است حتي اگر پس از حروف جاره قرار بگيرد.
در آيه 89 سوره بقره "...وَ كَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُون...
"ادفع" فعل امر از "يَدْفَعُ" (مضارع) ميباشد. طبق قواعد زبان عربي، براي ساختن فعل امر از مضارع، حرف مضارعه (يأ) را برمي داريم و حرف آخر را ساكن مينماييم "دفع" آنگاه چون ابتداي به ساكن ممكن نيست همزهاي اول آن اضافه ميكنيم "ادْفَعْ" حركت همزه متناسب با حرف پيش از آخر است؛ اگر مضموم باشد، مضموم و اگر مفتوح و يا مكسور باشد،...
خداوند نه مرد است و نه زن. او فوق امور طبيعي و ماديات است و به طور كلي در مورد امور فوق طبيعي (مجردات) زن و مرد بوده معنا ندارد. امّا اين كه چرا براي خدا از ضمير مذكر استفاده ميشود، مربوط به ادبيات عرب است. در ادبيات فارسي ضمير مذكر و مؤنّث نداريم، ولي در عربي داريم. در ادبيات فارسي ضمير مثني نداريم، امّا در ادبيات عرب داريم. اين از...
در زبان عربي، معمولاً با تغيير يك حركت، كلمه تغيير ميكند، لذا معناي آن نيز متفاوت است؛ مثلاً "اَنْفِقُوا" بر وزن "اَفْعِلُوا"، فعل امر صيغه جمعِ مذكر مخاطب است، و به معناي امر و دستور دادن به انفاق است، يعني "انفاق كنيد" ولي "اَنْفَقُوا" به فتح قاف، بر وزن "اَفْعَلُوا" فعل ماضي، صيغه جمع مذكر غايب است، لذا "انفاق كردند" معنا...
قسمت اوّل بيان شما قابل قبول است كه مطالب متنوع و گوناگوني در آيات قرآن هست. اما اين كه گفته ايد ناهماهنگ است، پذيرفته نيست، زيرا قرآن شناسانِ آشناي به ادبيات عرب و فنون فصاحت و بلاغت، يكي از وجوه اعجاز قرآن را هماهنگي در اسلوب و معارف آن ذكر كرده اند. بنابراين اگر نمي توانيم از خواندن ده آيه مطالب آن را جمع بندي و خلاصه كنيم، ضعف از...


















